تبليغاتX
همهمه
آزادی را با تمام مخاطرات آن به مراتب بیشتر از بندگی با آسایش دوست دارم

این مطلب را رادیو فردا انتخاب کردم. به دلیل فیلتر بودن این سات مطلب را اینجا تکرار می کنم.

این مقاله، که بار نخست در نشریه‌ی «‌نگاه نو‌» (تهران، شماره ۷۴، مرداد ۱۳۸۶) چاپ شده، به یاد ریچارد رُرتی نوشته شده است، اما پیشاپیش می‌گویم که درباره‌ی او نیست. ولی ایده‌‌ای که پرسشِ اصلی آن را برانگیخته از آن ریچارد رُرتی است. ایده، بی‌مرکزبودگیِ فرهنگ است که رُرتی آن را در پیشگفتارِ اختصاصی کتابی به نام «‌فرهنگی بدون مرکز‌» بیان کرده که حاوی ترجمه‌ی چهار مقاله از او به زبان آلمانی است. (البته ممکن است او در جای دیگری نیز به این موضوع پرداخته باشد.) مشخصات کتاب چنین است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/12/16ساعت 21:27  توسط الیاس  | 

"فیلم ضد ایرانی"، "توهین به هویت ملی"،"توهین به ملت"... اینها و تعابیری مانند این عباراتی ست که از چندی پیش و همزمان با اکران فیلم انیمیشنی پرسپولیس از سوی رسانه های دولتی در مورد این فیلم استفاده و فیلم در داخل کشور غیر قانونی اعلام شد.اما این روزها که به لطف "بازار خارج از قانون" این فیلم _و هزاران فیلم دیگر از این دست_ با کیفیت عالی به همراه زیرنویس و غیره در اختیار همگان قرار دارد کافی ست یک نسخه DVD از این فیلم را تهیه کنید تا بی اساس بودن تعابیر فوق و میزان بی اخلاقی روا شده برملا شود.

فیلم پرسپولیس به کارگردانی و نویسندگی دختری ایرانی روایت زندگی دختر بچه ای ست که دوران کودکی اش در تهران همزمان با پیروزی انقلاب طی شده، قسمتی از جنگ را تجربه کرده و سپس به فرانسه رفته و با تجربه هایی متفاوت به ایران برگشته است. ساتراپی کارگردان و نویسنده فیلم مدعی ست که هیچ گاه نخواسته است از زبان مردم ایران حرفی زده باشد و فقط قسمتی از تجربه خودش را بیان کرده است.و شاید از همین رو نام کاراکتر اصلی فیلم هم نام با خود او (مرجان ساتراپی) ست.

مرجان دختری باهوش ، کنجکاو ، جسور و با خوی تهاجمی دز خانواده ای روشنفکر و مارکسیست زندگی می کند. تحت تاثیر مدرسه شاه را سایه خدا می داند و بعد از شنیدن حرف های عمویش که در روزهای آخر انقلاب آزاد می شود بازی کودکی اش می شود شعار مرگ بر شاه گفتن و تظاهرت تک نفره در اتاق های خانه.... بعد از انقلاب عمو و بسیاری از آشنایانش اعدام می شوند و مادر و پدرش از ترس او را به فرانسه می فرستند و ....

مرجان ساتراپی نام شناخته شده ای درایران نیست. اماشاید بتوان از او به عنوان معروف ترین هنرمند ایرانی در فرانسه نام برد . حتی معروف تر از عباس کیارستمی که شهرتش تنها محدود به قسمتی از جامعه روشنفکری می شود . درنوامبر سال 2000 کتاب مصوری به نام پرسپولیس در فرانسه منتشر شد که به سرعت تبدیل به یک پدیده شد وبارها تجدید چاپ شد مرجان ساتراپی مولف این کتاب است . این کتاب که تا جلد چهارم(و آخرین )ادامه پیدا کرد, بیش از چهار صد هزار نسخه در فرانسه وبیش از یک میلیون ودویست هزار نسخه درجهان به فروش رفته است.

مرجان ساتراپی در سال 1349 در رشت و در یک خانواده روشن فکر ونسبتا مرفه با ریشه های اشرافی به دنیا می آید او درایران گرافیک خوانده و در فرانسه دررشته دکوراسیون داخلی ادامه تحصیل داده است .

 

بر خلاف ظاهر ساده و سیاه سفید انیمیشن ها، حرکات و محیط کاراکتر ها بسیار دقیق و ظریف طراحی شده و امکان همزاد پنداری بینند _به خصوص از نوع ایرانی اش_ را با فیلم ممکن می سازد. در مجموع دیدن این فیلم را که قسمت های از آن ممکن است تجربه ای شخصی هر ایرانی هم باشد را پیشنهاد می کنم!

+ درباره مرجان ساتراپی

 

+ نوشته شده در  86/12/12ساعت 0:56  توسط الیاس  | 

 فیلم"به نام پدر" حاتمی کیا هر روز چندین و چند بار در تلوزیون تبلیغ می شود. آن هم چه تبلیغی: « به نام پدر؛ اثر جسورانه(!) ابراهیم حاتمی کیا » . انگار نه انگار که این فیلم توقیف شده بود و مجال حضور در جشنواره را هم پیدا نکرده بود.یعنی یکی نیست آن بالا از آن گردن کلفتان سانسورچی رگ غیرتش بجنبد که : چه جسارتا؟! حیف که به خودم قول دادم از هر فکری که در حوزه "تئوری توطئه" قلمداد می شود پرهیز کنم حتی اگر واقعا امکان توطئه ای وجود داشته باشد وگرنه می گفتم اینها کار خودشان است فیلم را پارسال توقیف کردند تا امسال بفروشد و سردار رشید اسلام به نان و نوایی برسد اما حالا می گویم قضیه چندان هم پیچیده نیست خودشان هم نه می دانند چه می کنند و نه طرفشان را می شناسند و اگر فردا پدرشانشان را هم سانسور کردند تعجبی ندارد! ترس است و عدم اعتماد به نفس، شوخی که نیست. 

پ.ن : عکس را هم از اینجا کش رفتم.

+ نوشته شده در  85/05/28ساعت 1:58  توسط الیاس  | 

 قبل از تحریر: چرا ما فکر می کنیم احمدی نژاد دست خالیست؟! به نظر من نه تنها احمدی نژاد دست خالی نیست بلکه بر اثر انرژی فراوان حاصل از انفجار نور دوم، پدیده جهش ژنتیکی در ابعاد وسیع در حاکمیت اتفاق افتاد و باعث تولید موجودات عجیب الخلقه ای شد که همگی در اختیار دولت کریمه قرار گرفتند.

: مدیر سازمان ترافیک تهران گفت: فاصله تهران با شهر های پیشرفته دنیا یک قرن است. وی در حالیکه نمی دانست یک قرن یعنی چقدر گفت: سعی میکنیم تا ترافیک را برای شهروندان تهرانی قابل تحمل کنیم. پیرو این مطلب و با عنایت به سخنان گهر بار نماینده آقا در تبریز مبنی بر کمک به احمدی نژاد و نیز حل معضل ترافیک به عنوان دغدغه های اولیه و قدیمی رئیس جمهور و حساسیت ایشان به این موضوع که یک بار هم این حساسیت در برابر خاتمی عود کرد و تلفات فراوانی بر جای گذاشت لازم میدانم پیشنهادات زیر را جهت قابل تحمل شدن ترافیک، خدمت آقای احمدی نژاد عرض کنم باشد که موجب رضایت حضرتش قرار گیرد:

1-احمدی نژاد برای تحقق شعار هایش مبنی بر نابودی اسرائیل به یکی از گردان های استشهادی ملحق شده به فلسطین برود. این امر خود موجب بهبود وضعیتکل کشور می شود.

2-با توجه به اینکه جناب کلهر(از نوابغ فرهنگی، تولیدی انفجار سه تیر) مشاور رئیس جمهور شده اند پیشنهاد می شود در سر چهار راه های پرترافیک تهران آخرین کار های شادمهر، حبیب،نوش آفرین و دیگر خواننده های لس آنجلسی پخش شود تا بدین ترتیب ترافیک برای شهروندان تهرانی قابل تحمل شود

3-از آنجایی که کلیه امور این مملکت با عنایات خفیه حضرت صاحب الزمان می گذرد و تمام آگاهان امر بر این مسئله متفق القول هستند که کار مملکت بدون معجزات ایشان همان بیست و چند سال پیش روی زمین می ماند و اگر آمارها و ناگفته ها گفته شود بر همگان روشن خواهد شد که اداره این امور آن هم به مدت 27 سال از عهده انسان های عادی برنمیآید! لذا پیشنهاد میشود رئیس سازمان ترافیک به جمکران رفته و تقاضا کند تا امام زمان گوشه چشمی هم قضیه ترافیک تهران بیاندازد.

:: نظریه نسبیت انیشتین یک ساله شد. در همین راستا دولت آلمان امسال را سال انیشتین نامید. ضمن عرض تبریک به انیشتین کابینه دولت کریمه، جناب آقای دکتر سلیمانی، پیشنهاد می شود به افتخار این نابغه حاصل از انفجارات اخیر، امسال را سال انیشتین حزب الهی بنامیم.

::: مراسم تشییع جنازه منوچهر آتشی واقعا تاسف انگیز بود. خیلی ها آمده بودند و بر خلاف تصور من خیلی هم شلوغ بود. با اینکه صدا و سیما چند روز پیش آتشی را به عنوان چهره ماندگار معرفی کرد و صدای بسیاری از به اصطلاح اصول گرایان مجلسی را در آورد اما فک میکنم اتشی هم حالا! و بعد از مرگش واقعا ماندگار شد، ظاهرا این رسم ما ایرانی هاست که بعد از مرگ افراد... . یک حرکت جالب و خوبی هم که اتفاق افتاد و البته نمی دونم واقعا خواسته خانواده آتشی بود یا تحت فشار ها، این که منوچهر آتشی به آغوش خاک زادگاهش(بوشهر) سپرده شد

عکس های بنده از مراسم!

جنازه روان شاد آتشی در میان جمعیت

دوست داران آتشی

از آتشی بیشتر خواهیم شنید

بعد از تحریر: من هم فک میکنم باید یه کم فعال تر شم!

+ نوشته شده در  84/09/04ساعت 9:54  توسط الیاس  |