تبليغاتX
همهمه
آزادی را با تمام مخاطرات آن به مراتب بیشتر از بندگی با آسایش دوست دارم

سلمان سیما فعال دانشجویی دانشگاه آزاد بازداشت شد

+ نوشته شده در  87/04/16ساعت 17:24  توسط الیاس  | 

استاد شجریانجمعیتی از مردم! بیشتر مردها سه تیغه کرده اند و با کت و کروات، دختر ها انگار مجلس عروسی آمده باشند... خیلی ها هم لباس راحت پوشیده اند.... بعضی ها هم چهره شان شهرستانی می زند، همه ایستاده اند و با خنده صحبت می کنند و عده ای هم وسط های جمعیت با حرارت مطلبی حالی هم می کنند.... بعضی ها هم تکه کاغذی دستشان است و مدام چکش می کنند...عده هم انگار از ساعتشان چیزی بخواهند مدام نگاهش می کنند.... اینجا تهران است، میدان فاطمی، رو به روی سالن بزرگ وزارت کشور...

 

عده ای اعتقاد دارند کار های شجریان بازتابی ست از شرایط اجتماعی سیاسی ایران، این را خود شجریان هم رویش تاکید می کند و اساسا تفاوت خودش را با دیگر هنرمندان هم جنسش همین مساله می داند. از این گذشته نگاهی به سیر کار های هنری استاد شجریان تائیدی بر این قضیه دارد. ارائه بسیاری از شاهکار های هنری و بحث برانگیز قبل از پیروزی انقلاب... در هیاهوی پس پیروزی، دوران سکوت و خفقان سیاسی اجتماعی سالهای هاشمی رفسنجانی، دوم خرداد و..... شجریان و دوستان و همکارانش جملگی شهادت می دهند که انتخاب اشعار یکی از مهم ترین مسائل در کارهای استاد است که همواره با وسواس زیادی انجام میشود همین ها مرا مجاب کرده است که این هنرمند ایرانی با اشعاری که انتخاب می کند با مخاطبانش حرف می زند این البته چیزیست که خود او هم کتمانش نمی کند... کنسرت اخیر استاد این خصوصیت را داشت که پس از مدت ها کار های جدیدی را ارائه کرد و طبیعتا من نمی توانم فارغ از توضیحات فوق به آن نگاه کنم و اصلا این هم یکی از دلایلی ست که این هنرمند بی همتای ایرانی را شایسته احترام می دانم....

کارهای استاد در کنسرت اخیرش در تهران بسیار غمگین بود....برای خیلی ها شاید ملال آور.... حتی تصنیف هایش هم دیگر شور و حالی نداشت... بسیاری از دوستان که البته کاملا دیدی غیر سیاسی دارند_و طبعا باید از ابتلا به سندرم "همه چی سیاسی بینی" مبرا باشند_ هم این نکته را دریافته بودند و تاکیدات بر برخی اشعار را مشکوک! می دانستند. از جمله کارهایی که اجرا شد:

 

اگر چه باده فرح بخش و گل بیز است

به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است

در آستین مرقع پیاله پنهان کن

که همچو چشم صراحی زمانه خونریز است

به آب دیده بشوییم خرقه ها از می

که موسم ورع و روزگار پرهیز است

مجوی عیش خوش از باژگون سپهر

که صاف این سر خم جمله دردی آمیز است....

 

یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن

این سر شوریده باز آید به سامان غم  مخور

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت

دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور....

 

باد صبا بر گل گذر کن گل گذر کن گل گذر کن

از حال گل ما را خبر کن نازنین ما را خبر کن

با مدعی کمتر بنشین نازنین ای مه‌جبین

بیچاره عاشق ناله تا کی ناله تا کی

یا دل مده یا ترک سر کن ترک سر کن

شد خون‌فشان چشم تر من

پرخون دل شد ساغر من

ای یار عزیز مطبوع و تمیز

در فصل بهار با ما مستیز

آخر گذشت آب از سر من

ببین چشم تر من ببین چشم تر من

گل چاک غم بر پیرهن زد پیرهن زد پیرهن زد

از غیرت آتش در چمن زد در چمن زد در چمن زد

بلبل چو من شد در چمن دستانسرا بهر وطن

دیدی که ظالم تیشه‌اش را تیشه‌اش را

آخر به پای خویشتن زد خویشتن زد

شد خون‌فشان چشم تر من

پرخون دل شد ساغر من

ای یار عزیز مطبوع و تمیز

در فصل بهار با ما مستیز

آخر گذشت آب از سر من

ببین چشم تر من ببین چشم تر من

 

پ.ن. گاهی نارحتم می کند، شاید این آخرین کنسرت نابغه موسیقی ایرانی_ یا به قول اکید مریدانش_ خسرو آواز ایران باشد که این شبها آخرین اجراهایش را سپری می شود و می رود و مشخص نیست باز هم طرفداران یا بهتر است بگویم وفاداران به موسیقی اصیل ایرانی چنین تجربه ای برایشان تکرار می شود یا نه.... شایعات زیادی ست بر سر این حنجره تاریخی! م یگویند چند بار در کنسرت های آخرش در اروپا و کانادا صدایش از فرم خارج شده... در کنسرت های اخیرش در تهران هم .... آن شب هم دوبار در اجرای  گام های بلند حنجره اش تاب نیاورد و متوقف شد! البته بلافاصله قوت صدایش را به رخ همگان کشد.... دوستی تاکید داشت در اجراهای زنده این اتفاق طبیعی ست.... بی شک این مرد فروتن و دوست داشتنی، خسرو آواز ایران است....

پ.ن. اینجا متن کامل اشعاری که در کنسرت اخیر استاد اجرا شد قابل دسترسی است همرا با گزارشاتی خواندنی از کنسرت

+ یادداشتی خواندنی در مورد کنسرت اخیر استاد شجریان

+ نوشته شده در  87/04/08ساعت 1:47  توسط الیاس  |