تبليغاتX
همهمه
آزادی را با تمام مخاطرات آن به مراتب بیشتر از بندگی با آسایش دوست دارم

من بر خودم لازم می بینم تمام شدن مرحله دوم انتخابات مجلس را به عموم ملت عزیز ایران، احزاب ،گروه ها، تشکل ها و دیگر دستک دمبک های دموکراسی خواه یا ناخواه و خودم تبریک عرض کنم. عزیزان زحمت کشیدند فعالیت کردند؛ زیاااااااد! خسته نباشید بگویم و تشکر کنم از عزیزان اصلاحاتی که به قول آقای حضرتی برای دفاع از حقوق مردم با تمام توان در انتخابات شرکت کردند و با شرکت مظلومانه و سربه زیر در انتخابات با چنگ و دندان از حقوق ملت دفاع کردند...ای ولله دست مریزد شرمنده کردید! اجرتون با خود آقا به حول و قوه الهی... حالا نتیجه هم که خیلی مهم نیست به هر حال از تمام نیروهای اصلاح طلب از این ورش تا اون ورش کل یوم این جوانک رعنا و نماد برازنده  اصلاح طلبی آقای محجوب رفت مجلس که بد هم نیست! شما فکر کن همین هم نمی رفت! ان شالله مبارک است من به نوبه خودم به برادران اصلاح طلب _البته نه به خاطر این پیروزی عظیم که به دلیل آن ائتلاف مبارک ومیمون که آثار و برکاتش ما را مشحون عرفان و محضوض از برادری و برابری کرده است_ تبریک مجددی می گویم و احیانا اگر کسانی هستند که متوجه این آثار و برکات نیستند تا انتخابات بعدی کمی صبر کنند تا ببینند چه طور این ائتلاف ها مثل غول چراغ جادو یا به قولی سوپرمن به کمک دموکراسی و نجات ملک و مملکت می آید و اگر خوب در انتخابات بعدی خبری نشد، خوب؛ در انتخابات بعدی و به هر حال اگر باز هم نشد در انتخابات بعدی و به حول و قوه الهی بعد از 800 سال ائتلاف موثر ان شالله که خیر است!

نکته دیگر اینکه باید عرض کنم که فی الواقع ادامه این انتخابات عمیقا به ضرر دموکراسی در ایران بوده و هست... نگاه کنید عزیزان این دوستان و عزیزان ما واقعا امید آینده ی ما برای تغییرات آرام و کم هزینه هستند به حول و قوه الهی... واقعا حیف است... شما یک لحظه فکر کنید که انتخابات مثلا 10 مرحله طول بکشد. خوب؛  این دوستان مجبورند در این انتخابات عین ده مرحله شرکت کنند با انگیزه و توان زیاااااد. خوب اینها هزینه دارد... هزینه مالی دارد... هزینه انسانی دارد اینها از لحاظ مالی در تنگنا هستند... حالا این به کنار! از نفس می افتند این بندگان خدا  10 مرحله انتخابات را یک نفس کار کنند و تبلیغات و سخنرانی از همه بغرنج تر و خطیر تر بیانیه دادن آن هم تحلیلی و تفصیلی و ایرادات اساسی و ساختاری را متوجه حاکمیت کردن .... این می شود که بعد از مثلا 10 مرحله انتخابات دیگر نه از تاک نشانی خواهد ماند نه از تاک نشان نه اصلاح طلبی می ماند که رمق و مال اصلاحات داشته باشد و دیگر بالتبع نه اصلاحاتی... این خطر ناک است! فی المثل شما نگاه کنید این آقای جهانگیری که مرد محترم و با سوادی ست... بسیار ایشان و ستاد ایشان مرحمت کردند زحمت کشیدند زیاااااااااد! و کار کارشناسی کردند، برای مرحله دوم و نتیجه این شد که دیدند اشکال ظاهرا از ابعاد پوستر ها بوده که مرحله اول رای نیاوردند. ابعاد بنر ها شد 5 برابر! حالا شما ببین این انتخابات می رفت تا مرحله دهم طول می کشید ابعاد بنر ها می شد چقدر؟! زیاااااااد! از همچین تابع نمایی سر در می آورد که رسم منحنی اش با matlabo  و maple هم نمی شد انجامش داد! این ها همه هزینه دارد و باعث برشکستکی میشود.... این می شود که در و تخته حزب و تشکیلات و تعلقاتش را می بندند می روند برای انتخابات بعدی به حول و قوه الهی! چرا؟ خوب دیگر چیزی نمانده بشود باهاش سیاست ورزید!!!

این را هم بگم.  گفتم "مجبور"؛  یاد یک حکایتی افتادم. یکی از هم وطنان عزیزمان که از قضا از هم شهری های اقای تاج زاده هم هست و نسبتی هم با ابراهیم نبوی دارد! نقل می کرد که یک روز رفته بوده اند دریا که ظاهرا کوسه ای به ایشان تعرض می کند و از ایشان با شنا فرار و از کوسه اصرار همین که کوسه نزدیک ایشان می شود عنقریب بود که اشان را بگیرد ایشان می گفت من رفتم بالای درخت به حول و قوه الهی! معترض ایشان شدیم که وسط دریا درخت کجا بود عزیز... که بنده خدا می گفت: بابا من مجبور بودم،مجبور!

نکته ی آخر اینکه اگر این روزها برق نیست گاز کم است آب کم است....اینترنت اوضاعش مساعد نیست یا به قول جوان های امروزی اوضاعش درام است به هر حال همه جای دنیا هم همین است بلکه بد تر! شما که نبودی که حرف می زنی! خوب من هم نبودم! اما همه اینها فدای سر آرمانها! یک نکته هم در مورد آرمانها عرض کنم که اهمیتش برای شما روشن شود این روز ها در خبر ها بود و اسنادی منتشر شده در رابطه با آرمانها که ظاهرا اون شهید بزرگوار آیه اللهِ بهشتی ملاقاتی داشته اند با سفیر آمریکا در تهران، یک هفته قبل از تسخیر لانه جاسوسی یا فی الواقع  همون اشغال سفارت آمریکا و ظاهرا از تمایل رهبر انقلاب در رابطه با تعامل ایران با آمریکای جهان خوار یا همون ایالات متحده حرف هایی زدن که ان شالله این هم خیر است ان شالله! به به! به به! شعری هم به دست من رسیده از استاد طوفان که براتون می خوانم به حول و قوه الهی:

 

میز ریاست برای سرهنگ های قدیم

قطعنامه 10 عدد

پول اجاره خانه را باید بدهیم پول گوجه جدا

گاز، برق، آب، اینترنت... نم کشیده

پول بنزین را باید بدهیم پول نفت کجا؟!

آرمان ها و دیگر هیچ...

+ نوشته شده در  87/02/12ساعت 11:18  توسط الیاس  |